علت اهميت توجه به بهائيت
37 بازدید
موضوع: ادیان و مذاهب

توجه کردن یا نکردن به بهائیت، مسئله ای است که پاسخی های گوناگونی را برای خود به همراه دارد. برخی افراد یا محافل، از بزرگنمایی خطر بهائیت سخن می گویند و برخی دیگر معتقدند که این فرقه، به اندازه ای ارزش ندارد که توجه ها را به آن جلب کنیم.

در این باره باید توجه داشت که: اصولاً داوری درباره هر چیز و از آن جمله میزان خطر بهائیت برای اسلام و ایران، بایستی بر پایه شناخت دقیق و کامل از وضعیت کنونی آن صورت گیرد، از این رو در باره این فرقه نیز نخست باید کلیه اخبار راجع به نقشه ها، برنامه ها و تکاپوهای آشکار و پنهان کنونی آن را گرد آوری و طبقه بندی کرده و مورد بررسی و تحلیل عمیق قرار داد. آن گاه بر پایه اصلاعات گردآوری شده، معلوم ساخت که آیا بهائیت در حال حاضر یا آینده نه چندان دور، می تواند منشاء اثر و خطری برای اسلام و ایران باشد یا نه؟ اگر هست، دامنه و عمق این خطر تا کجاست و برای دفع و رفع آن چه باید کرد؟
اخباری که از تکاپوی این فرقه در سالهای اخیر بر ضد اسلام و ایران منتشر شده است، نشان می دهد که خطر بهائیت، با توجه به همبستگی سران آن با کانون های استکبار جهانی، خطری قابل توجه بوده و در حال گسترش است.

البته روشن است که بهائیت، در حال حاضر به تنهایی توان براندازی نظام اسلامی یا به خطر انداختن کیان آن را  ندارد. (همانگونه که از نافرجامی حرکات خود در فتنه ۸۸ در یافتند.) اما آیا می توان استعداد و پتانسیل این فرقه را (آن هم به عنوان حزبی برخوردار از حمایت و هدایت استکبار جهانی) در بر اندازی یا دست کم آسیب زدن به نظام اسلامی در دراز مدت نادیده گرفت؟

بررسی نقش بابیان و بهائیان عصر مشورطه در تضعیف پایه های حکومت قاجار و پیشبرد کودتای رضاخانی، همچنین مروری بر پرونده سیاسی – اجتماعی – اقتصادی و تبلیغی بهائیت در زمان پهلوی (به ویژه دهه های آخر سلطنت محمد رضا) و حضور مؤثر اعضای این فرقه (با کمک آمریکا و صهیونیسم) در سطح مدیریت کلان کشور، به خوبی نشان می دهد که این حزب قدرت طلب، از طریق پیوند محکمی که با سوداگران جهانی و زر و زور به هم زده است، تا کجا توان پیشروی و تخریب دارد؟

بهائیت به یاری اربابان خود، گذشته خطرناک و زیانباری برای کشورمان در یک قرن و نیم اخیر داشته و توجه به این امر ایجاب می کند که به مصداق �دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد� از مکر و خطر این فرقه به ویژه در مقطع حساس و پر مخاطره کنونی غافل نباشیم.

گذشته خطرناک افراد و گروه ها به تنهایی می تواند دلیلی بر خطرزا بودن حال و آینده آنان باشد، زیرا این گذشته خطر بار، حاکی از وجود استعداد و ظرفیت بالای خطرزایی در آنها بودن و چون یقین به رفع قطعی و ریشه ای خطر آنها در حال حاضر وجود ندارد، عقل حکم می کند که در برابر آنها پرهیز و احتیاط لازم رعایت گردد؛ مگر آن که غائل باشیم: �تنها زمانی باید در قبال خطرات واکنش نشان داد و آنا را جدی گرفت که به قول معروف، آب از سر گذشته باشد.� رویه ای که متأسفانه معمول بسیاری از شرقیان و مسلمانان بودن و انحطاط و شکست کنونی آنان تا حد بسیاری از همین امر نشأت گرفته است.

البته اگر بهائیت می خواست به تنهایی و مستقل از حمایت و هدایت قدرت های جهانی وارد عمل شود، شاید هیچ گاه قادر به ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی نبود، چه رسد به براندازی؛ اما سخن این است که این فرقه تبهکار، به صورت یکی از بازوهای فعال و مجرّب استکبار جهانی عمل می کند، از این رو بایستی در دایره کلی مقابله با این خطر استکبار، سهمی نیز برای دفع آن قرار داد.

باید توجه داشت که مستکبران، در بسیاری از موارد مستقیماً وارد عمل نمی شوند، بلکه از طریق دستهای پنهان و آشکارشان اهداق و اغراض شوم خود را پیش می برند.

بدیهی است که افشای خطر بهائیت و تأکید بر لزوم دفع آن، هرگز به معنای غفلت از سایر خطراتی نیست که کیان و موجودیت نظام اسلامی را تهدید می کند؛ مانند: �صهیونیست ها، وهابی ها، منافقین، سلطنت طلب ها، صوفیه، عرفان های کاذب و …�؛ بلکه به این معناست که هر چیز را باید در جای خود و به اندازه توان و تأثیر مثبت یا منفی آن در روند انقلاب اسلامی مورد توجه قرار داد و برای دفع یا جلب آن برنامه ریزی و سرمایه گذاری کرد.