چرا دین از سیاست جدا نیست؟
134 بازدید
تاریخ ارائه : 11/22/2014 10:18:00 AM
موضوع: کلام

شعار شوم «جدایی دین از سیاست» ساخته نیرنگ سیاسیون سیاسی‏کارِ دغل باز و پرداخته جمود و جهل تسبیح به دستان عافیت‌طلب و روشنفکر نمایان غافل، وابسته یا غیروابسته، است و گرنه هیچ سیاستمدار حکیمی، سیاست را از دین جدا نمی‏داند، بلکه آن دو را کاملاً به هم پیوسته و مرتبط می‏شمرد. سیاسیون هوامدار و هوس پرست در راستای اِعمال سلطه سیاسی و حاکمیت فکری و فرهنگی خود برای مقابله با ادیان حقیقی که نسبت به سلطه‏ گران حالت پرخاشگری و تهاجم دارند اقدام به دین‌سازی، مذهب‌تراشی و انحراف ادیان راستین الهی با نام قرائت جدید و امثال آن می‏کنند و در این راه همّت می‏گمارند و از آن به عنوان زمینه‌ساز حضور فکری و سیاسی سلطه‌گرانه خود استفاده می ‏کنند. اسلام آمریکایی و مسیحیت آمریکایی۱ نمونه تحریف ادیان، بهائیت در عالَم شیعه و وهابیت در دنیای تسنّن، نمونه ‏های مذهب‌تراشی است.

از یک سو غدّاره‌بندان سیاسی‏کار خنجر را از روبسته و مسلّح به انواع سلاح‏های سیاسی، فکری، فرهنگی، نظامی، اقتصادی و… در پناه آتش تهیه فراهم آمده از مساعدت، همکاری و هم‏فکری عافیت‌طلبان و روشنفکر نمایان داخلی و با استفاده از غفلت و خواب آلودگی ملت‏ها حمله گسترده، فراگیر و همه جانبه خود را برای درهم ریختن بنیادهای دینی و اعتقادی جبهه متدیّنان و دین‌باوران آغاز کرده، به اِفساد و اِهلاک حرث و نسل پرداخته‏اند. از دیگر سو عده‌ای با اعلام آتش‌بس یک‌طرفه سلاح بر زمین نهاده، دست‏ها را بالا گرفتند و عملاً تسلیم بیگانه شده‏اند. از سوی سوم گروهی با تهاجم فرهنگی قدح منحرفانه زیرکان و عدّه‏ای با دل‏بستگی به مدح منهرفانه (مبالغه‏ آمیز و ناآگاهانه) غافلان، صحنه فرهنگ ناب را رها کرده و میدان سباق و محاوره و مناظره علمی را ترک گفتند.

اینها نه تنها سلاح هجوم به بیگانه را به دست نگرفته‏ اند، بلکه سلاح دفاع از خود را نیز زمین نهادند. در مقابل، قلم غفلت یا تسبیح تحجّر به دست گرفته، لباس رزم را درآورده، لباس عافیت کاذب که در واقع ثوب مذلّت است۲ به تن کرده‌اند، آیه (وأعدّوا لهم ما استطعتم من قوه ومن رباط الخیل ترهبون به عدوّ الله و عدوَّکم)۳ و امثال آن را فراموش کرده، به اذکار و اوراد شخصی، که هیچ کس ترس و واهمه‏ای از آن ندارد، روی آورده‌اند و برخی نیز با بیان و بنانشان شعارهای انحرافی و بیگانه از فرهنگ اسلام را تکرار می‏کنند و خلاصه به جای حل مسئله، صورت مسأله را پاک کرده‏اند.

هر دو گروه باید جواب بدهند، عهدنامه مالک اشتر نخعی۴ که حقّاً اصول سیاسی اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) و علوی (علیه‏السلام) است با نغمه ناموزون جدایی دین از سیاست چگونه قابل جمع است؟

چطور می‏توان اقدام رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) برای تشکیل حکومت اسلامی در اولین فرصت ممکن پس از هجرت و تلاش امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) برای تصدی امر خلافت پس از رحلت آن حضرت را دید و تصویر صحیحی از اسلام منهای سیاست ارائه داد؟
چطور می‏توان موضع‏گیری‏های امیرالمؤمنین و امام مجتبی (علیهماالسلام) در مقابل معاویه ملعون و موضع‏گیری حسین بن علی (علیهم‏السلام) در مقابل معاویه و فرزند سگ‏بازش یزید و نیز موضع‏گیری سایر ائمه (علیهم‏السلام) در مقابل سلاطین و حکّام جور را شاهد بود۵ و شعارجدایی دین از سیاست را همراه با شعار پیروی از آن ذوات مقدس سرداد؟

چگونه می‌توان کلام امام رضا (علیه‏ السلام) را در مسجد جامع مرو، با جدایی دین از سیاست جمع کرد؟ آن حضرت، در حضور جمعیتی انبوه، صفت «علم و آشنایی با سیاست» را از شرایط امام و امامت دانسته و فرمود: امام باید «عالمٌ بالسیاسه، مفروض الطاعه قائمٌ بأمر الله عزوجلّ، ناصحٌ لعبادالله، حافظٌ لدین الله» باشد۶.
در حالی که سیاستمداران برای نابودی دین خدا، انحراف آن و خام کردن بندگان خدا هر روز و هر لحظه نقشه‌ای جدید می‏کشند و طرحی نو در می‏اندازند؛ آیا می‏توان بدون دخالت در سیاست و بدون آشنایی با اصول سیاست و حتی سیاسیون۷، قائم به امر خدا، خیرخواه بندگان او و حافظ دینش بود؟
از این رو مطالعه واقع‌بینانه، عمیق و گسترده در معارف اسلام ما را به این واقعیت روشن و بی‌غبار می‏رساند که «دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما». همان شعاری که «شهید» راه اسلام خواهی و «مدرّس» حریّت و آزادی، آن را نصب‌العین خود قرار داده، پیوسته تکرارش می‏کرد.

پانوشت:
۱. همان گونه که امام راحل عظیم‌الشأن (قدس‏سره) با قیام و اقدام خود، مسلمانان را از شرّ اسلام آمریکایی خلاص و با دم روح اللّهی خود اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) را احیا و به دنیا معرفی کرد، مسیحیت راستین عیسی بن مریم (علیهماالسلام) نیز احتیاج به «روح الله»ی دارد که با دم عیسوی خود دنیای غرب را از فتنه و فساد مسیحیت محرّف و منحرف آمریکایی نجات بخشد و مسیحیت ناب عیسوی را به جهانیان بشناساند.
۲. «فمن ترکه (الجهاد) رغبهً عنه ألبسه الله ثوب الذلّ؛ کسی که آن را از روی بی‏میلی ترک کند، خداوند لباس ذلت بر او می‏پوشاند.» (نهج البلاغه، خطبه ۲۷)
۳. هر چه در توان دارید برای مقابله و مبارزه با دشمنانتان آماده سازید و نیز اسب‏های ورزیده و هر گونه سلاحی که بتوانید به وسیله آن دشمنان خدا و دشمنان خودتان را بترسانید. (سوره انفال، آیه ۶۰) طبعاً آشنایی با سیاست و اصول آن یکی از آن وسایل است.
۴. نهج البلاغه، نامه ۵۳.
۵. بررسی دقیق و واقع‌گرایانه و ملاحظه شرایط زمانی و مکانی نشان می‏دهد که موضع‏ گیری هر امامی در عصر خودش معقول‏ترین و پسندیده‌ترین روش ِ ممکن بوده و هر حرکت و موضع‏گیری دیگری غیر از آن ممکن بود ضربه جبران‌ناپذیری به اسلام و تشیع وارد کند. کلام امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) به فاطمه زهرا (علیهاالسلام) که اگر می‏خواهی صدای اذان باقی بماند باید صبر کنیم (شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۴۷۵، شماره ۷۳۵) نمونه کوچکی‌از آنهاست.
۶. اصول کافی، ج۱، ص۲۰۲.
۷. این تعبیر از امام راحل (قدس‏سره) است که در تعریف اجتهاد و مجتهد به کار برده‏اند (صحیفه نور، ج۲۱، ص۹۸، تاریخ پیام: ۳/۱۲/۶۷).
برای مطالعه بیشتر «ادب فنای مقربان، آیت الله جوادی آملی، جلد۱، ص۲۶۰-۲۶۲» را نگاه کنید.

منبع: پايگاه جامع شناخت بهائيت